احمد على بابائى
81
منتخب نهج البلاغه ( فارسى )
شكست از دست اگر رود همى اموالت * پندى بدهد نكو شود اقبالت جانا غم از دست برفته نخورى * بگرفتهاى تجربه كز آن اعمالت لم يذهب من مالك ما و عطل ( إلخ ) آنچه از مال و دارايى كه از دست دادهاى همان است كه ترا پندى داده و آن از مال به حساب نيايد كه سود بوده و بر غصه و اندوه مال از دست رفتهات نباش كه ترا تجربه باشد و سود از دست رفته همان تجربه است كه همواره به كار آيد و سودهاى فراوان رساند چنانچه يك بار يا چندين بار در زندگى شكست ديده و راه سود را پيدا نمودهاى و چون در اندوه شوى و غم از دست رفته را در دل بگيرى زيانت دو چندان و بلكه بهبود ناپذير و غير قابل جبران بر تو وارد گردد چنان كه در فكر از دست رفته بوده و بجاى تجربه از زيان قبلى وقت را تلف نمودهاى كه خردمندان هرگز غم از دست رفته را نخورند و چون تجربهاى كه سودشان است خواهند برد . پس : اگر از دست دهى مال و دارايى خويش را چون پندى شود بر تو و اقبالت راهنمون پيروزى باشد و غم از دست رفته را نخورد آن كسى كه بداند دارايى از دست رفته پندى باشد و تجربهاى از آن رفته بر اوست كه به كار آيدش در همه حال و تو اى خردمند به ياد مال از دست رفته نباش كه زيانت چند برابر گشته و سودى در غصه و اندوه بودن نخواهى برد .